مقدمه



نظر به اينكه اين كتاب در راه پاكسازى از انحراف و گناهان ، نوشته شده ، و هدف از ان ، دورى از هر گونه آلودگى و سپس بهسازى و تكامل ، و از طرفى نظر به اينكه بزرگترين موانع تكامل ، گناهان است ، و تا نفس از نواهى ، مبرا نشود، دل آدمى آينه نور الهى نگردد، در اين مقدمه در اين رابطه به يك حديثى كه با آيات قرآن آميخته است و سپس توضيحى درباره گناهان اكتفا مى كنيم :
قبل از نقل حديث لازم است كه بدانيم : گناهان بر دو گونه اند
1 - گناهان كبيره (بزرگ ) 2 - گناهان صغيره (كوچك ).
در قرآن در آيه 31 سوره نساء مى خوانيم :
ان تجتنبوا كبائر تنهون عنه نكفر عنكم سيئاتكم و ندخلكم مدخلا كريما:
اگر از گناهان كبيره اى كه از آن نهى شده ايد، اجتناب كنيد، گناهان كوچك شما را مى پوشانيم و در جايگاه خوبى شما وارد مى سازيم
يعنى پرهيز از گناهان بزرگ ، يك نوع حالت تقوى در انسان پديد مى آورد كه آثار گناهان كوچك را از وجود او مى شويد، و ضمنا اين خود اثر سازنده اى براى ترك گناهان كوچك نيز دارد.
و در سوره نجم بجاى سيئه تعبير به لمم شده آنجا كه در آيه 32 اين سوره مى خوانيم :
الذين يجتنبون كبائر الاثم و الفواحش الا اللمم ان ربك واسع المغفرة هو اعلم اذا انشاكم من الارض ...
نيكوكاران ، كسانى هستند كه از گناهان بزرگ و زشتيها پرهيز مى كنند، جز گناهان كوچك و كم اهميت ، بى گمان آمرزش پروردگار تو وسيع است ، او آگاهتر به شما است وقتى كه شمارا از زمين آفريد....
اينك با توجه به دو آيه فوق به حديث ذيل توجه كنيد:
حضرت عبدالعظيم (عليه السلام ) از امام جواد (عليه السلام ) و او از حضرت رضا (عليه السلام ) و او از امام موسى بن جعفر (عليه السلام ) نقل مى كند كه : عمرو بن عبيد بصرى (يكى از دانشمندان معروف بصره ) به حضور امام صادق (عليه السلام ) آمد، و پس از سلام و احوالپرسى ، در كنار آن حضرت نشست ، و اين آيه (32 سوره نجم ) را خواند: الذين يجتنبون كبائر الاثم .
نيكوكاران كسانى هستند كه از گناهان بزرگ دورى مى كنند و همينجا توقف كرد و ديگر دنبال آيه را نخواند.
امام صادق (عليه السلام ) به او فرمود: چرا توقف كردى ؟ او عرض كرد: دوست دارم گناهان كبيره (بزرگ ) را در كتاب خدا (قرآن ) بدانم .
امام صادق (عليه السلام ) نوزده گناه كبيره به ترتيب ذيل براى او شمرد.
1 - شرك به خدا
فرمود: اى عمرو! بزرگترين گناهان كبيره ، شريك قرار دادن براى خدا است ، چنانكه خداوند (در سوره نساء آيه 48) مى فرمايد: ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر مادون ذلك لمن يشاء و من يشرك بالله فقد افترى اثما عظيما خداوند هرگز شرك را نمى بخشد، و پايين تر از آن ، هر كس را بخواهد (و شايستگى داشته باشد) مى بخشد، و آن كس كه براى خدا شريكى قائل گردد، گناه بزرگى مرتكب شده است .
و نيز (در سوره مائده آيه 72) مى فرمايد: انه من يشرك بالله فقد حرم الله عليه الجنة بى گمان كسى كه شريك براى خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام گرداند.
2 - نااميدى از رحمت خدا
چنانكه خداوند (در سوره يوسف آيه 87) مى فرمايد: و لا تياسوا من روح الله انه لايياس من روح الله الا القوم الكافرون : و از رحمت خدا مايوس نشويد، كه از رحمت خدا جز قوم كافر مايوس نمى شود.
3 - امن از مكر خدا
چنانكه خداوند (در سوره اعراف آيه 99) مى فرمايد: و لاياءمن مكرالله الاالقوم الخاسرون و از مكر (و كيفر پنهانى ) خدا جز زيانكاران ، ايمن نخواهند بود
4 - عقوق (و ناراضى بودن ) پدر و مادر
چرا كه خداوند ناراضى كننده پدر و مادر را جبار شقى ناميده و (در سوره مريم آيه 33) از زبان حضرت عيسى (عليه السلام ) مى فرمايد او گفت : و برا بوالدتى و لم يجعلنى جبارا شقيا و مرا خداوند، نسبت به مادرم نيكوكار قرار داد و جبار (خودكام ) وشقى (بدبخت ) قرار نداد
5 - قتل نفس بدون حق
چنانكه خداوند (در سوره نساء آيه 93)مى فرمايد: و من يقتل مؤ منا متعمدا فجزاؤ ه جهنم خالدا فيها كسى كه مؤ منى را از روى عمد بكشد، كيفر او خلود و ماندن هميشگى در دوزخ است .
6 - نسبت ناروا دادن به زنان پاكدامن
چنانكه خداوند (در سوره نور آيه 23) مى فرمايد: ان الدين يرمون المحصنات الغافلات المؤ منات لعنوا فى الدنيا و الاخرة و لهم عذاب عظيم
بى گمان آنان كه نسبت زنا، به زنان شوهر دار و غافل (دور از ناپاكى دامن )و مؤ من مى دهند، در دنيا و آخرت لعنت شوند، و آنان را عذابى بزرگ باشد.
7 - خوردن مال يتيم
چنانكه خداوند (در سوره نساء آيه 10) مى فرمايد: ان الدين ياءكلون اموال اليتامى ظلما انما ياءكلون فى بطونهم نارا و سيصلون سعيرا: كسانى كه اموال يتيمان را از روى ظلم و ستم مى خورند، تنها آتش مى خورند و بزودى در آتش سوزانى مى سوزند.
8 - فرار از جنگ با دشمن
چنانكه خداوند در (سوره انفال آيه 16) مى فرمايد: و من يولهم يومئذ دبره الا متحرفا لقتال او متحيزا الى فئة فقد باء بغضب من الله و هركس در آن هنگام (نبرد با كافران ) به آن ها پشت كند - مگر در صورتى كه هدفش كناره گيرى از ميدان براى حمله مجدد و يا پيوستن بگروهى (از مجاهدان ) بوده باشد - (چنين كسى ) گرفتار غضب پروردگار خواهد شد.
9- رباخوارى
چنانكه خداوند (در سوره بقره آيه 275) مى فرمايد: الذين ياءكلون الربا لايقومون الا كما يقوم الذين يتخبطه الشيطان من المس : آنان كه ربا مى خورند، برنخيزند مگر اينكه شيطان آنان را با دست زدن ديوانه كرده باشد و نيز (در سوره بقره آيه 279) مى فرمايد: فان لم تفعلو فاذنوا بحرب من الله و رسوله : و اگر (ربا خوارى را ترك ) نكرديد پس ‍ بدانيد كه در حال جنگ با خدا و پيامبرش هستيد. 10 - زنا
چنانكه خداوند در (سوره فرقان آيه 68) مى فرمايد: ولايزنون و من يفعل ذلك حق يلق اثاما بندگان خدا كسانى هستند كه زنا نكنند و هركس ‍ چنين كند كيفر بيند.
11 - سحر و جادو
چنانكه خداوند (در سوره بقره آيه 102) مى فرمايد: و لقد علموا لمن اشتراه ماله فى الاخرة من خلاق : مسلما مى دانستند، هر كسى خريدار اين گونه متاع سحر باشد بهره اى در آخرت نخواهد داشت .
12 - سوگند دروغ عمدى
چنانكه خداوند (در سوره آل عمران آيه 77) مى فرمايد: ان الذين يشترون بعهد الله و ايمانهم ثمنا قليلا اولئك لا خلاق لهم فى الاخرة و لا يكلمهم الله و لا ينظر اليهم يوم القيامة و لا يزكيهم و لهم عذاب اليم
كسانى كه پيمان الهى و سوگندهاى خود را (بنام مقدس او) با بهاى كمى معامله مى كنند، بهره اى در آخرت نخواهند داشت و خداوند با آنها سخن نمى گويد، و به آنان در قيامت نمى نگرد، و آنها را (از گناه ) پاك نمى كند و عذاب دردناكى براى آنها است .
13 - غلول و خيانت
چنانكه خداوند (در سوره آل عمران آيه 161) مى فرمايد: و من يغلل يات بماغل يوم القيامة ثم توقى كل نفس ما كسب و هم لايظلمون
هر كس خيانت كند در روز رستاخيز آنچه را در آن خيانت كرده ، با خود (به صحنه محشر) مى آورد، سپس به هر كس آنچه تحصيل كرده داده مى شود، و به آنها ستم نخواهد شد.
14 - منع و ندادن زكات واجب
چنانكه خداوند (در سوره توبه آيه 35) مى فرمايد: يوم يحمى عليها فى نار جهنم فتكوى بها جبارههم و جنوبهم و ظهورهم .... در آن روز قيامت آنها (زكات ندادگان ) را در آتش جهنم گرم و سوزان وارد كرده و با آن صورتها و پهلوها و پشتهايشان داغ مى كنند..
15 - گواهى ناحق و كتمان شهادت
چنانكه خداوند (در سوره بقره آيه 283) مى فرمايد:
و لا تكتموا الشهادة و من يكتمها فانه اثم قلبه و الله بما تعملون عليم .
و گواهى (به حق ) را كتمان نكنيد و هر كس آن را كتمان كند، قلبش گناهكار است و خداوند به آن چه انجام مى دهيد دانا است .
16 - شرابخوارى
چنانكه خداوند (در سوره مائده آيه 90) شرابخوارى را در رديف بت پرستى قرار داده است و مى فرمايد: انما الخمر و الميسر و الانصاب والازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون .
بى گمان شراب و قمار و بتها و ازلام (كه يكنوع بخت آزمايى بوده ) پليدند و از عمل شيطانند، از آنها دورى كنيد تا رستگار شويد.
17 - ترك عمدى نماز
چنانكه پيامبر (صلى الله عليه وآله ) فرمود: من ترك الصلوة متعمدا فقد برى من ذمة الله و ذمة رسوله .
كسى كه عمدا نماز را ترك كند، از تعهد و بيت با خدا و رسولش ، بيرون رفته است .
18 و 19 - پيمان شكنى و قطع رحم
چنانكه خداوند (در سوره مؤ من آيه 52) مى فرمايد:
يوم لا ينفع الظالمين معذرتهم و لهم اللعنة و لهم سوء الدار.
در روز قيامت روزى است كه ، عذر خواهى ستمكاران سود ندهد و آنانرا لعنت باشد و براى آن ها است سراى بد آخرت (با توجه به اين كه ظالمان در آيه مذكور شامل پيمانشكنان و قطع كنندگان رحم خواهد شد چرا كه كلمه ظلم عموميت دارد، و امام در اين حديث ، اين آيه را در مورد پيمان شكنى و قطع رحم كه دو مصداق ظلم است بيان نموده ).
عمرو بن عبيد پس از شنيدن اين مطالب در حالى كه سخت تحت تاثير قرار گرفته بود و بلند و بلند گريه مى كرد، از حضور امام صادق (عليه السلام ) بيرون آمد و مى گفت : هلك من قال برايه و نازعكم فى الفضل و العلم به هلاكت رسيد آنكس كه از راى خود پيروى كرد و با شما (امامان ) در فضائل و علم ، ستيز و دشمنى نمود (268)
يك بررسى كوتاه درباره گناهان كوچك
ضمنا بايد توجه داشت : گرچه گناه هر چند كوچك باشد، چون نافرمانى خدا است بزرگ است ، ولى بر اساس آيات و روايات ، گناهان ، دو گونه اند 1 - كبيره (بزرگ ) 2 - صغيره (كوچك ) چنانكه آيه 31 سوره نساء و آيه 32 سوره نجم كه قبلا به ذكر هر دو آيه پرداختيم ) بر اين دو مطلب دلالت دارند.
و در آيه 49 سوره كهف مى خوانيم : مردم گنهكار در روز قيامت هنگام ديدن نامه عمل خود گويند:
يا ويلتنا ما لهذا الكتاب لايغادر صغيرة و لا كبيرة الااحصاها
اى واى بر ما! اين چه كتابى است كه هيچ عمل كوچك و بزرگى نيست مگر اين كه آنرا شماره كرده است .
اين آيه بطور آشكار، گناهان را بر دو قسم كبيره و صغيره تقسيم نموده است ، و طبق روايات اهلبيت (عليهم السلام ) معيار، در شناخت گناهان بزرگ از كوچك اين است كه هر گناهى كه خداوند براى آن ، هشدار عذاب داده و يا تاكيد شديد بر نهى آن نموده ، و يا دليلى بر كبيره بودن آن روايات به ما رسيده است ، گناه كبيره است و گرنه گناه صغيره مى باشد (269)
اكنون مى گوييم گناهان بزرگ ، ضربات سخت بر پيكره اخلاق انسان وارد مى سازد، همچون مار و عقربى كه پيكر انسان را بگزند، آنها نيز به پيكر اخلاق انسان گزند وارد مى كنند، ولى ضربه هاى گناهان كوچك بر اخلاق انسان كمتر است ، اما بالاخره ضربه خود را وارد خواهد كرد.
حال اگر همين گناهان كوچك ، تكرار شد بى آنكه پس از آن توبه باشد به گناه بزرگ تبديل مى گردد (270) چنانكه : امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: لا صغيرة مع الاصرار: با تكرار گناه ، ديگر، صغيره نيست يعنى تكرار موجب بزرگ شدن گناه خواهد شد (271) در وصيت پيامبر (صلى الله عليه وآله ) به يكى از اصحاب به نام ابن مسعود آمده : لا تحقرن ذنبا و لا تصغرنه هرگز هيچ گناهى را حقير و كوچك مشمار (272)
و در آن داستان معروف ، آمده كه پيامبر (صلى الله عليه وآله ) همراه اصحاب در سفر، به بيابانى رسيدند، پيامبر (صلى الله عليه وآله ) به آنها فرمود: هيزم جمع كنيد (براى پختن غدا) يكى از اصحاب گفت : در اين بيابان خشك ، هيزمى نيست ، حضرت فرمود: هركدام آنچه مقدورتان است ، جمع كنيد، اصحاب و خود آنحضرت ، به جستجوى هيزم پرداختند و سر انجام هيزم زيادى جمع شد، پيامبر (صلى الله عليه وآله ) فرمود: گناهان اين چنين ، جمع مى شوند سپس فرمود: ايا كم و المحقرات من الذنوب فان لكل شى ء طالبا الا وان طالبها يكتب ما قدموا و آثارهم وكل شى ء احصيناه فى امام مبين .
: بپرهيزيد از گناهان كوچك ، زيرا هر چيزى خواهان دارد، ولى خواهان اين گناهان ، آنچه را از آنها به پيش فرستاده شود، مى نويسد (چنانكه در سوره يس آيه 12 آمده ) و كل شى ء احصيناه فى امام مبين : و هر چيز را به شماره در آورديم در (كتاب ) مقتداى آشكار. (273)
بايد توجه داشت كه امور ديگرى نيز موجب تبديل گناه كوچك به بزرگ مى شود مانند: 1 - كوچك شمردن گناه 2 - انجام دادن گناه از روى طغيان 3 - مغرور به گناه بودن به گونه اى كه عدم مجازات سريع الهى را دليل بر رضايت خدا از خويش بدانيم 4 - خوشحال شدن به گناه 5 - گناه كوچك از مردان بزرگ مانند علماى بزرگ كه در موقعيتى هستند كه گناه كوچك آنها، موجب آثار شوم نسبت به مردم مى باشد و...
در اينجا اين مطلب را با فرازى از وصيت پيامبر (صلى الله عليه وآله ) به ابوذر غفارى پايان مى بريم : ابوذر گويد: پيامبر (صلى الله عليه وآله ) فرمود: شخص با ايمان نسبت به گناه آنچنان ترسان است گوئى زير سنگ بزرگى است و هر لحظه احتمال سقوط آن بر سرش مى رود، و شخص كافر نسبت به گناه آنچنان بى تفاوت است كه گويى پشه اى كنار بينى او رد مى شود (274)
اين سخن و مثال ، معيار انسان با ايمان كافر را بدست مى دهد.
نتيجه اينكه : پايه نخستين اخلاق انسانى ، تهذيب نفس و پاكسازى وجود، از آلودگيهاى گناه است ، خواه گناه بزرگ باشد يا كوچك ، و تكرار گناه كوچك ، قلب را سياه و تيره مى كند، و اگر از حد بگذرد، آنار مسخ كرده و چون حيوان درنده بلكه پست تر از آن در مى آورد (چنانكه اين مطلب در آيه 179 سوره اعراف آمده است ) .
و به گفته علماى اخلاق ، نخست بايد تخليه (خالى كردن درون گناه ) باشد، سپس تخليه (آراستن نفس به كارهاى نيك ) و پس از آن تحليه (تجلى و شكوفايى روح انسانى )، و با پيمودن اين سه مرحله ، انسان در راه صاف تكامل قرار مى گيرد.
اين كتاب جلد دوم داستان صاحبدلان است ، گر چه بعضى از داستانهاى آن از صاحبدلان نيست ، ولى نتيجه آن درسهايى مى آموزد كه در مسير صاحبدلى است ، اميد آنكه در پرتو اين مواعظ و اندرزها، دل پاك و آراسته و شكوفا و پويا پيدا كنيم .
قم - محمد محمدى اشتهاردى
زمستان 1364 شمسى .